وبلاگ
ترس از صمیمیت چیست؟ علائم، دلایل، پیامدها و راههای غلبه بر آن
ترس از صمیمیت یکی از موانعی است که میتواند باعث شود فرد، حتی وقتی به داشتن یک رابطه عاطفی عمیق و سالم علاقه دارد، از نزدیک شدن واقعی به دیگران فاصله بگیرد. ممکن است فرد از بیرون فردی اجتماعی، مستقل و حتی بسیار گرم به نظر برسد، اما وقتی رابطه به مرحلهای میرسد که نیازمند اعتماد، آسیبپذیری و بیان احساسات است، ناگهان عقبنشینی کند.
ترس از صمیمیت فقط به روابط عاشقانه محدود نمیشود. این ترس میتواند در دوستیها، روابط خانوادگی و حتی روابط کاری نیز خودش را نشان دهد.
در این مطلب بررسی میکنیم ترس از صمیمیت چیست، چه نشانههایی دارد، چرا ایجاد میشود، چه تأثیری بر روابط میگذارد و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.
ترس از صمیمیت چیست؟
ترس از صمیمیت (Fear of Intimacy) به ترس یا اضطرابی گفته میشود که فرد هنگام شکلگیری یک ارتباط عاطفی نزدیک و عمیق تجربه میکند.
صمیمیت فقط به معنای رابطه فیزیکی یا عاشقانه نیست. صمیمیت میتواند شامل موارد مختلفی باشد:
- در میان گذاشتن احساسات واقعی
- اعتماد کردن به فرد دیگر
- نشان دادن نقاط ضعف و آسیبپذیریها
- دریافت محبت
- وابستگی عاطفی سالم
- صحبت درباره نیازها و خواستههای شخصی
- اجازه دادن به فرد دیگر برای شناختن بخشهای عمیق شخصیت
- ایجاد احساس امنیت و نزدیکی عاطفی
بنابراین ممکن است فرد از نظر اجتماعی مشکلی برای برقراری ارتباط نداشته باشد، اما وقتی رابطه وارد مرحله عمیقتری میشود، احساس ناراحتی یا ترس کند.
برای مثال، ممکن است فرد به راحتی با دیگران آشنا شود، قرار بگذارد و حتی وارد رابطه شود؛ اما زمانی که طرف مقابل احساسات جدیتری نشان میدهد، ناگهان فاصله بگیرد.
آیا ترس از صمیمیت همان ترس از رابطه است؟
خیر.
فردی که از صمیمیت میترسد، لزوماً از رابطه عاطفی متنفر نیست یا نمیخواهد وارد رابطه شود.
اتفاقاً ممکن است فرد عمیقاً خواهان عشق و ارتباط باشد اما همزمان از نزدیک شدن عاطفی بترسد.
این تضاد میتواند باعث الگویی مانند این شود:
نیاز به رابطه → نزدیک شدن → افزایش صمیمیت → احساس ترس → فاصله گرفتن → احساس تنهایی → دوباره تلاش برای برقراری رابطه
به همین دلیل، ترس از صمیمیت گاهی از بیرون شبیه «سرد بودن»، «بیعلاقه بودن» یا «تعهدگریزی» به نظر میرسد، در حالی که پشت آن ممکن است اضطراب، تجربههای ناخوشایند گذشته یا ترس از آسیب دیدن وجود داشته باشد.
مهمترین نشانههای ترس از صمیمیت
ترس از صمیمیت میتواند در افراد مختلف به شکلهای متفاوتی ظاهر شود. بعضی نشانهها کاملاً آشکار هستند و برخی دیگر ممکن است با رفتارهای عادی اشتباه گرفته شوند.
۱. فاصله گرفتن وقتی رابطه جدی میشود
یکی از رایجترین نشانهها این است که فرد در ابتدای رابطه احساس راحتی دارد، اما با افزایش صمیمیت شروع به عقبنشینی میکند.
مثلاً:
- کمتر پیام میدهد.
- کمتر درباره احساساتش صحبت میکند.
- قرارهای ملاقات را کاهش میدهد.
- بهانههای مختلف برای فاصله گرفتن پیدا میکند.
- ناگهان احساس میکند «این رابطه مناسب من نیست».
۲. دشواری در بیان احساسات
فرد ممکن است احساسات زیادی داشته باشد، اما نتواند آنها را به زبان بیاورد.
برای مثال گفتن جملاتی مثل:
- «دوستت دارم.»
- «دلم برات تنگ شده.»
- «از این رفتار ناراحت شدم.»
- «به حمایتت نیاز دارم.»
- «میترسم از دستت بدم.»
برای او بسیار دشوار باشد.
در نتیجه ممکن است به جای صحبت مستقیم، احساساتش را پنهان کند.
۳. ترس از آسیبپذیر شدن
صمیمیت نیازمند این است که فرد اجازه دهد دیگری بخشهایی از شخصیتش را ببیند که معمولاً از دیگران پنهان میکند.
برای کسی که از صمیمیت میترسد، این موضوع میتواند بسیار اضطرابآور باشد.
ممکن است با خودش فکر کند:
«اگر واقعاً من را بشناسد، دیگر دوستم نخواهد داشت.»
یا:
«اگر ضعفهایم را نشان بدهم، ممکن است از آنها علیه من استفاده کند.»
۴. سخت اعتماد کردن به دیگران
فرد ممکن است دائماً منتظر خیانت، ترک شدن یا ناامید شدن باشد.
حتی وقتی شواهدی برای بیاعتمادی وجود ندارد، ممکن است ذهن او سناریوهای منفی بسازد.
مثلاً:
«چرا دیر جواب داد؟»
«حتماً دیگر علاقهای ندارد.»
«اگر بیش از حد به او وابسته شوم، آخرش من را ترک میکند.»
۵. پیدا کردن ایرادهای زیاد در طرف مقابل
گاهی فرد برای اینکه مجبور نباشد بیش از حد نزدیک شود، شروع به تمرکز روی نقصهای طرف مقابل میکند.
مثلاً:
- «خیلی حساسه.»
- «خیلی پیام میده.»
- «خیلی وابستهست.»
- «اصلاً شبیه آدم ایدهآل من نیست.»
ممکن است بخشی از این ایرادها واقعی باشند، اما در برخی موارد، تمرکز افراطی روی آنها میتواند راهی برای ایجاد فاصله عاطفی باشد.
۶. احساس خفگی هنگام دریافت محبت
برخی افراد زمانی که طرف مقابل بیش از حد به آنها محبت میکند، به جای احساس امنیت، احساس فشار یا خفگی میکنند.
ممکن است توجه و محبت طرف مقابل برای آنها بیش از اندازه باشد و باعث شود بخواهند فاصله بگیرند.
۷. علاقه به روابط عاطفی غیرقابل دسترس
گاهی فرد به کسانی علاقهمند میشود که:
- از نظر عاطفی در دسترس نیستند.
- فاصله جغرافیایی زیادی دارند.
- علاقه متقابلی نشان نمیدهند.
- آمادگی رابطه جدی ندارند.
این الگو میتواند ناخودآگاه به فرد اجازه دهد احساس عشق را تجربه کند، بدون اینکه مجبور باشد وارد صمیمیت واقعی شود.
۸. فرار از صحبتهای عمیق
فرد ممکن است با صحبتهای روزمره مشکلی نداشته باشد، اما وقتی گفتگو به موضوعاتی مانند احساسات، ترسها، گذشته یا آینده رابطه میرسد، موضوع را عوض کند یا شوخی کند.
چرا بعضی افراد از صمیمیت میترسند؟
ترس از صمیمیت معمولاً یک علت واحد ندارد. عوامل مختلفی میتوانند در شکلگیری آن نقش داشته باشند.
تجربههای ناخوشایند گذشته
تجربههایی مانند:
- خیانت
- جدایی دردناک
- طرد شدن
- سوءاستفاده عاطفی
- رابطه ناسالم
- از دست دادن فرد مهم زندگی
- تجربه مکرر ناامیدی
میتوانند باعث شوند فرد در روابط بعدی با احتیاط بیشتری رفتار کند.
البته داشتن یک تجربه بد به این معنا نیست که فرد حتماً دچار ترس از صمیمیت خواهد شد.
تجربههای دوران کودکی
کیفیت روابط اولیه کودک با والدین یا مراقبان اصلی میتواند بر نحوه شکلگیری روابط عاطفی او در سالهای بعد تأثیر بگذارد.
برای مثال، کودکی که در محیطی رشد کرده که در آن:
- احساسات نادیده گرفته میشدهاند،
- محبت غیرقابل پیشبینی بوده،
- کودک دائماً مورد انتقاد قرار میگرفته،
- یا نیازهای عاطفی او پاسخ مناسبی دریافت نمیکردهاند،
ممکن است در بزرگسالی درباره اعتماد و نزدیک شدن به دیگران با احتیاط بیشتری رفتار کند.
با این حال، نباید هر ترس از صمیمیتی را مستقیماً به دوران کودکی نسبت داد؛ عوامل مختلفی در روابط بزرگسالی و شخصیت فرد نیز نقش دارند.
ترس از طرد شدن
یکی از عوامل مهم میتواند ترس از طرد شدن باشد.
فرد ممکن است با خودش بگوید:
«اگر اجازه بدهم کسی واقعاً من را بشناسد، ممکن است من را نپذیرد.»
در چنین شرایطی، فاصله گرفتن میتواند نوعی مکانیسم دفاعی باشد.
فرد با خودش فکر میکند:
«اگر خودم زودتر فاصله بگیرم، حداقل او فرصت ندارد که من را ترک کند.»
ترس از دست دادن استقلال
بعضی افراد صمیمیت را با از دست دادن آزادی و استقلال اشتباه میگیرند.
آنها ممکن است تصور کنند رابطه جدی یعنی:
- دائماً باید پاسخگو باشند.
- دیگر زمان شخصی ندارند.
- باید همه تصمیمهایشان را با شریک عاطفی هماهنگ کنند.
- نمیتوانند زندگی مستقل خودشان را داشته باشند.
در حالی که در یک رابطه سالم، صمیمیت و استقلال میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
ترس از وابستگی
برخی افراد از اینکه به فرد دیگری وابسته شوند میترسند.
آنها ممکن است تصور کنند:
«اگر به او وابسته شوم، کنترل زندگیام را از دست میدهم.»
یا:
«اگر روزی از من جدا شود، نمیتوانم تحمل کنم.»
در نتیجه تلاش میکنند همیشه فاصلهای عاطفی میان خود و دیگران حفظ کنند.
ترس از کنترل شدن
برای بعضی افراد، نزدیک شدن به دیگری با از دست دادن کنترل همراه است.
آنها ممکن است تصور کنند که اگر بیش از حد احساسات خود را نشان دهند، طرف مقابل میتواند از آنها سوءاستفاده کند یا تصمیمهایشان را تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع بهخصوص در افرادی که تجربه روابط کنترلگرانه داشتهاند میتواند پررنگتر باشد.
نقش سبک دلبستگی در ترس از صمیمیت
مفهوم سبکهای دلبستگی یکی از چارچوبهایی است که برای توضیح تفاوت افراد در نحوه شکل دادن و حفظ روابط عاطفی استفاده میشود.
به طور کلی چهار سبک دلبستگی مطرح میشود:
دلبستگی ایمن
فرد معمولاً میتواند:
- به دیگران اعتماد کند.
- احساساتش را بیان کند.
- نزدیکی عاطفی را تحمل کند.
- در عین صمیمیت، استقلال خود را حفظ کند.
دلبستگی اضطرابی
فرد ممکن است بیش از حد نگران:
- ترک شدن
- از دست دادن رابطه
- کم شدن علاقه طرف مقابل
باشد.
دلبستگی اجتنابی
فرد ممکن است با نزدیکی عاطفی راحت نباشد و استقلال زیادی برایش اهمیت داشته باشد.
دلبستگی ناایمن آمیخته یا اضطرابی-اجتنابی
در این حالت فرد ممکن است همزمان به صمیمیت نیاز داشته باشد و از آن بترسد.
مثلاً:
«میخوام نزدیکت باشم، ولی وقتی نزدیک میشی، میترسم.»
مهم است بدانیم که این سبکها برچسبهای قطعی شخصیت نیستند و الگوهای دلبستگی میتوانند در طول زندگی و در روابط مختلف تغییر کنند.
ترس از صمیمیت در روابط عاشقانه چگونه خودش را نشان میدهد؟
این ترس ممکن است یک چرخه مشخص ایجاد کند:
مرحله اول: جذب شدن
فرد با شخصی آشنا میشود و احساس علاقه ایجاد میشود.
مرحله دوم: نزدیک شدن
رابطه شکل میگیرد و فرد احساس خوبی دارد.
مرحله سوم: افزایش صمیمیت
طرف مقابل بیشتر احساساتش را نشان میدهد و رابطه جدیتر میشود.
مرحله چهارم: فعال شدن ترس
فرد احساس اضطراب یا فشار میکند.
مرحله پنجم: ایجاد فاصله
فرد کمتر تماس میگیرد، سردتر میشود یا حتی رابطه را تمام میکند.
مرحله ششم: احساس تنهایی
پس از فاصله گرفتن ممکن است فرد دوباره احساس تنهایی کند و دلش برای رابطه تنگ شود.
این چرخه ممکن است بارها تکرار شود.
ترس از صمیمیت چه تفاوتی با درونگرایی دارد؟
این دو مفهوم یکی نیستند.
درونگرایی بیشتر به ترجیح فرد برای داشتن زمان و تعاملات اجتماعی با کیفیت و شدت متفاوت مربوط است.
یک فرد درونگرا میتواند:
- رابطه عاطفی عمیق داشته باشد.
- به شریک عاطفی خود اعتماد کند.
- احساساتش را بیان کند.
- از صمیمیت لذت ببرد.
بنابراین کمحرف بودن یا علاقه به تنهایی به خودی خود نشانه ترس از صمیمیت نیست.
ترس از صمیمیت چه تفاوتی با نخواستن رابطه دارد؟
گاهی فرد واقعاً نمیخواهد وارد رابطه شود و این موضوع لزوماً نشانه مشکل روانشناختی نیست.
ترس از صمیمیت زمانی بیشتر مطرح میشود که فرد میخواهد ارتباط عمیق داشته باشد اما هر بار که رابطه به صمیمیت واقعی نزدیک میشود، اضطراب یا ترس باعث عقبنشینی او میشود.
این تفاوت بسیار مهم است.
پیامدهای ترس از صمیمیت
اگر این الگو برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، ممکن است پیامدهایی مانند موارد زیر داشته باشد:
- روابط کوتاه و ناپایدار
- احساس تنهایی
- دشواری در ایجاد اعتماد
- نارضایتی از روابط عاطفی
- سوءتفاهم با شریک عاطفی
- احساس گناه بعد از فاصله گرفتن
- تکرار الگوهای مشابه در روابط مختلف
- از دست دادن فرصت ایجاد یک رابطه سالم
ممکن است فرد همزمان هم از تنهایی ناراضی باشد و هم از نزدیک شدن به دیگران بترسد.
چگونه بفهمیم از صمیمیت میترسیم؟
هیچ تست سادهای نمیتواند بهتنهایی تشخیص قطعی ارائه دهد، اما میتوانید درباره رفتار خودتان فکر کنید.
از خودتان بپرسید:
- آیا وقتی کسی بیش از حد به من نزدیک میشود، مضطرب میشوم؟
- آیا در شروع رابطه راحت هستم اما با جدی شدن آن عقب میکشم؟
- آیا بیان احساسات واقعی برایم دشوار است؟
- آیا به سختی به دیگران اعتماد میکنم؟
- آیا همیشه منتظر خیانت یا ترک شدن هستم؟
- آیا وقتی کسی واقعاً به من علاقهمند میشود، ناگهان علاقهام کم میشود؟
- آیا روابط با افراد عاطفیِ در دسترس برایم سختتر از روابط با افراد دور از دسترس است؟
- آیا بعد از فاصله گرفتن، دوباره دلم برای همان فرد تنگ میشود؟
- آیا صمیمیت را با از دست دادن آزادی خودم یکی میدانم؟
اگر چند مورد از این الگوها به شکل مداوم در روابط شما وجود دارد، بررسی موضوع با یک متخصص سلامت روان میتواند مفید باشد.
چگونه بر ترس از صمیمیت غلبه کنیم؟
غلبه بر ترس از صمیمیت معمولاً یک فرایند تدریجی است و قرار نیست فرد یکشبه کاملاً بدون ترس شود.
۱. الگوی رفتاری خودتان را شناسایی کنید
اولین قدم این است که متوجه شوید دقیقاً چه زمانی عقبنشینی میکنید.
مثلاً:
«وقتی طرف مقابلم میگوید دوستم دارد، مضطرب میشوم.»
یا:
«وقتی رابطه جدی میشود، شروع میکنم دنبال ایراد گشتن.»
شناختن نقطه شروع اضطراب میتواند کمک زیادی کند.
۲. احساسات خود را سرکوب نکنید
به جای اینکه بلافاصله از احساسات خود فرار کنید، سعی کنید آنها را شناسایی کنید.
مثلاً:
«الان احساس ترس دارم.»
«میترسم طرد شوم.»
«احساس میکنم زیادی به این فرد نزدیک شدهام.»
نامگذاری احساسات میتواند به شما کمک کند آنها را بهتر درک کنید.
۳. صمیمیت را مرحلهبهمرحله ایجاد کنید
لازم نیست تمام رازها و احساسات خود را یکباره با فرد دیگری در میان بگذارید.
میتوانید بهتدریج:
- یک احساس ساده را بیان کنید.
- واکنش طرف مقابل را مشاهده کنید.
- کمی بیشتر اعتماد کنید.
- درباره نیازهای خود صحبت کنید.
- به تدریج وارد گفتگوهای عمیقتر شوید.
صمیمیت سالم معمولاً ساخته میشود، نه اینکه ناگهان اتفاق بیفتد.
۴. مرزهای سالم را یاد بگیرید
صمیمیت به معنای از بین رفتن مرزهای شخصی نیست.
یک رابطه سالم میتواند همزمان شامل:
نزدیکی + استقلال + حریم شخصی + اعتماد
باشد.
بنابراین اگر نیاز به زمان شخصی دارید، میتوانید آن را بیان کنید بدون اینکه مجبور باشید کل رابطه را ترک کنید.
۵. افکار ترسناک را بررسی کنید
وقتی ذهنتان میگوید:
«اگر به او اعتماد کنم حتماً آسیب میبینم.»
از خودتان بپرسید:
- چه شواهدی برای این فکر دارم؟
- آیا این اتفاق همیشه رخ داده است؟
- آیا تجربه گذشته را با فرد جدید مقایسه میکنم؟
- آیا احتمال دیگری هم وجود دارد؟
این کار به معنای نادیده گرفتن خطرهای واقعی نیست؛ بلکه کمک میکند بین خطر واقعی و ترس ذهنی تفاوت بگذارید.
۶. درباره ترس خود با شریک عاطفی صحبت کنید
لازم نیست همه جزئیات گذشته خود را تعریف کنید.
گاهی یک جمله ساده کافی است:
«نزدیک شدن عاطفی برای من کمی سخت است و ممکن است گاهی نیاز داشته باشم آهستهتر پیش برویم.»
این نوع گفتوگو میتواند از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری کند.
۷. رواندرمانی میتواند کمککننده باشد
اگر ترس از صمیمیت شدید است یا بارها باعث شکست روابط شده، صحبت با روانشناس یا رواندرمانگر میتواند مفید باشد.
درمانگر میتواند به فرد کمک کند:
- ریشههای الگوهای رفتاری خود را بررسی کند.
- ترسها و باورهای مرتبط با رابطه را شناسایی کند.
- مهارتهای ارتباطی را تقویت کند.
- اعتماد و آسیبپذیری سالم را تمرین کند.
- الگوهای تکرارشونده روابط را بهتر بشناسد.
نوع درمان مناسب به شرایط و نیازهای فرد بستگی دارد.
اگر شریک عاطفیمان از صمیمیت میترسد چه کنیم؟
اگر احساس میکنید شریک عاطفی شما از صمیمیت میترسد، فشار آوردن معمولاً راه مناسبی برای ایجاد امنیت نیست.
بهتر است:
به او فرصت بدهید
ممکن است برای باز کردن احساسات خود به زمان نیاز داشته باشد.
درباره نیازهای خودتان شفاف باشید
درک کردن ترس طرف مقابل به این معنا نیست که باید نیازهای خودتان را نادیده بگیرید.
مرز مشخص داشته باشید
صبر و حمایت باید در کنار احترام متقابل باشد.
رفتار را با گفتوگو بررسی کنید
به جای اینکه سریع برچسب بزنید، درباره اتفاقی که در رابطه میافتد صحبت کنید.
مثلاً:
«احساس میکنم هر وقت رابطهمون جدیتر میشه، از من فاصله میگیری. دوست دارم بدونم چه چیزی باعث میشه اینطور احساس کنی.»
آیا فردی که از صمیمیت میترسد میتواند عاشق شود؟
بله.
ترس از صمیمیت به معنای ناتوانی در دوست داشتن یا عاشق شدن نیست.
گاهی حتی فردی که از صمیمیت میترسد، احساسات بسیار عمیقی دارد؛ اما نزدیک شدن و حفظ یک ارتباط عاطفی امن برایش دشوار است.
بنابراین نباید رفتارهایی مانند فاصله گرفتن را همیشه به معنای «هیچ احساسی ندارد» تفسیر کرد.
البته احساس داشتن بهتنهایی برای ساختن یک رابطه سالم کافی نیست؛ توانایی برقراری ارتباط، احترام به مرزها و مسئولیتپذیری عاطفی نیز اهمیت دارند.
آیا ترس از صمیمیت قابل درمان است؟
در بسیاری از موارد میتوان این الگو را تغییر داد.
هدف لزوماً این نیست که فرد دیگر هیچوقت احساس ترس نکند؛ بلکه هدف این است که بتواند:
- ترس خود را بشناسد.
- بدون فرار کردن آن را تحمل کند.
- احساساتش را بهتر بیان کند.
- به شکل تدریجی اعتماد کند.
- مرزهای سالم داشته باشد.
- رابطهای امنتر و متعادلتر ایجاد کند.
تغییر معمولاً تدریجی است و به میزان اضطراب، تجربههای گذشته، شرایط فعلی و آمادگی فرد برای کار کردن روی خودش بستگی دارد.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
اگر ترس از صمیمیت باعث شده:
- روابط شما مرتباً شکست بخورد،
- دائماً از افراد نزدیک فاصله بگیرید،
- احساس تنهایی شدیدی داشته باشید،
- نتوانید به دیگران اعتماد کنید،
- اضطراب زیادی هنگام نزدیک شدن عاطفی تجربه کنید،
- یا یک الگوی تکراری در روابط مختلف داشته باشید،
صحبت با یک روانشناس یا رواندرمانگر میتواند قدم مناسبی باشد.
همچنین اگر تجربههایی مانند سوءاستفاده، خشونت یا تروما در گذشته وجود داشته باشد، کمک تخصصی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چند باور اشتباه درباره ترس از صمیمیت
«کسی که از صمیمیت میترسد، آدم سردی است.»
لزوماً نه. ممکن است فرد احساسات عمیقی داشته باشد اما در بیان یا تجربه آنها مشکل داشته باشد.
«اگر کسی فاصله میگیرد، پس حتماً دوستت ندارد.»
فاصله گرفتن میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و بدون گفتوگو نمیتوان علت آن را مشخص کرد.
«صمیمیت یعنی وابستگی کامل.»
خیر. یک رابطه سالم میتواند همزمان صمیمیت و استقلال داشته باشد.
«اگر کسی از صمیمیت میترسد، هیچ رابطهای برایش ممکن نیست.»
این ترس قابل تغییر است و بسیاری از افراد میتوانند با افزایش خودآگاهی و در صورت نیاز کمک تخصصی، روابط سالمتری ایجاد کنند.
جمعبندی
ترس از صمیمیت یعنی دشواری یا اضطراب در نزدیک شدن عاطفی و اجازه دادن به دیگران برای شناختن بخشهای عمیقتر وجودمان.
این ترس ممکن است از تجربههای گذشته، ترس از طرد شدن، بیاعتمادی، نگرانی درباره از دست دادن استقلال یا الگوهای دلبستگی ناشی شود.
نشانههایی مانند فرار از روابط جدی، دشواری در بیان احساسات، ترس از آسیبپذیری، بیاعتمادی و ایجاد فاصله زمانی که رابطه عمیقتر میشود میتوانند در این الگو دیده شوند.
مهمترین نکته این است که ترس از صمیمیت به معنای ناتوانی در عشق ورزیدن نیست. با شناخت الگوهای رفتاری، ایجاد اعتماد به شکل تدریجی، یادگیری مرزهای سالم و در صورت نیاز کمک گرفتن از متخصص، میتوان رابطه متفاوتی با صمیمیت ایجاد کرد.
صمیمیت سالم به این معنا نیست که هیچ ترسی وجود نداشته باشد؛ بلکه یعنی بتوانیم با وجود ترس، به شکل تدریجی، آگاهانه و امن به دیگری نزدیک شویم.