آموزشی

انواع طرحواره چیست؟ آشنایی کامل با ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه

آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا در موقعیت‌های مشابه، واکنش‌هایی تکراری دارید؟ چرا بعضی افراد همیشه از رها شدن می‌ترسند، بعضی نمی‌توانند به دیگران اعتماد کنند، برخی بیش از اندازه برای دیگران فداکاری می‌کنند و عده‌ای با وجود موفقیت‌های فراوان، همچنان احساس می‌کنند «به اندازه کافی خوب نیستند»؟

بخشی از پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان در مفهوم طرحواره پیدا کرد.

طرحواره‌ها الگوهای عمیق و نسبتاً پایداری هستند که بر نحوه برداشت ما از خودمان، دیگران و جهان تأثیر می‌گذارند. در مدل طرحواره‌درمانی جفری یانگ، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه شناسایی شده‌اند که در پنج حوزه اصلی قرار می‌گیرند. این طرحواره‌ها معمولاً در سال‌های اولیه زندگی شکل می‌گیرند و در طول زندگی تحت تأثیر تجربه‌های مختلف تقویت یا فعال می‌شوند.

در این مقاله با هر ۱۸ طرحواره، ویژگی‌های آن‌ها، نحوه شکل‌گیری و تأثیرشان بر روابط و زندگی روزمره آشنا می‌شویم.

طرحواره چیست؟

طرحواره یا Schema را می‌توان نوعی الگوی عمیق ذهنی و هیجانی دانست که به ما کمک می‌کند تجربه‌های خود را معنا کنیم.

برای مثال، تصور کنید کودکی بارها احساس کند والدینش در زمان نیاز عاطفی در دسترس نیستند. ممکن است به مرور به این نتیجه برسد که «دیگران همیشه مرا ترک می‌کنند» یا «نمی‌توانم روی کسی حساب کنم».

این باور ممکن است سال‌ها بعد نیز در روابط عاطفی او فعال شود؛ حتی زمانی که شریک عاطفی فعلی‌اش رفتار قابل اعتماد و باثباتی دارد.

در طرحواره‌درمانی، طرحواره‌های ناسازگار اولیه الگوهایی گسترده و تکرارشونده درباره خود و رابطه با دیگران هستند که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل می‌گیرند و در ادامه زندگی گسترش پیدا می‌کنند. این طرحواره‌ها می‌توانند زمانی که موقعیتی مشابه تجربه‌های اولیه فرد رخ می‌دهد، فعال شوند.

نکته مهم این است که شکل‌گیری طرحواره لزوماً به معنای وجود یک حادثه بسیار شدید یا یک والد «بد» نیست. عواملی مانند خلق‌وخوی کودک، شیوه فرزندپروری، برآورده نشدن مداوم نیازهای هیجانی و تجربه‌های محیطی مختلف می‌توانند در شکل‌گیری طرحواره‌ها نقش داشته باشند.

۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه کدام‌اند؟

در مدل کلاسیک طرحواره‌درمانی، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه در پنج حوزه قرار می‌گیرند:

  1. بریدگی و طرد
  2. خودگردانی و عملکرد مختل
  3. محدودیت‌های مختل
  4. دیگرجهت‌مندی
  5. گوش‌به‌زنگی بیش از حد و بازداری

این دسته‌بندی بر اساس نیازهای هیجانی اساسی انسان شکل گرفته است. وقتی این نیازها در دوران رشد به شکل مناسب برآورده نشوند، احتمال شکل‌گیری الگوهای ناسازگار افزایش پیدا می‌کند.


حوزه اول: بریدگی و طرد

طرحواره‌های این حوزه بیشتر با نیازهایی مانند امنیت، ثبات، محبت، تعلق، پذیرش و ارتباط عاطفی مرتبط هستند.

افرادی که طرحواره‌های این حوزه را دارند ممکن است در روابط خود بیش از دیگران نسبت به طرد، ترک شدن، بی‌توجهی یا آسیب دیدن حساس باشند.

این حوزه شامل پنج طرحواره است:

۱. طرحواره رهاشدگی و بی‌ثباتی

فردی که این طرحواره را دارد، ممکن است انتظار داشته باشد افرادی که به آن‌ها وابسته است، در نهایت او را ترک کنند، از زندگی‌اش خارج شوند یا دیگر در دسترس نباشند.

افکار رایج می‌تواند شامل این موارد باشد:

«بالاخره من را ترک می‌کند.»

«هیچ رابطه‌ای دوام ندارد.»

«اگر به کسی وابسته شوم، در نهایت آسیب می‌بینم.»

این طرحواره ممکن است در روابط عاطفی به شکل وابستگی شدید، ترس از جدایی، حساسیت نسبت به تغییر رفتار طرف مقابل یا حتی انتخاب مکرر افراد بی‌ثبات ظاهر شود.

۲. طرحواره بی‌اعتمادی و بدرفتاری

در این طرحواره فرد انتظار دارد دیگران به او آسیب بزنند، از او سوءاستفاده کنند، دروغ بگویند، تحقیرش کنند یا از اعتماد او علیه خودش استفاده کنند.

برای چنین فردی اعتماد کردن ممکن است دشوار باشد.

ممکن است رفتار معمولی یک فرد را نشانه‌ای از خیانت یا سوءاستفاده تفسیر کند.

در روابط عاطفی، این طرحواره می‌تواند باعث سوءظن، کنترل‌گری، فاصله گرفتن عاطفی یا آزمایش مداوم شریک عاطفی شود.

۳. طرحواره محرومیت هیجانی

فرد دارای این طرحواره احساس می‌کند نیازهای عاطفی اساسی او از سوی دیگران به اندازه کافی برآورده نخواهد شد.

این نیازها می‌توانند شامل محبت، همدلی، حمایت و درک شدن باشند.

ممکن است فرد در ظاهر رابطه داشته باشد اما در درون خود احساس کند:

«هیچ‌کس واقعاً من را درک نمی‌کند.»

«کسی نیست که بتوانم به او تکیه کنم.»

«نیازهای عاطفی من برای دیگران اهمیتی ندارد.»

این طرحواره گاهی با احساس تنهایی عمیق همراه می‌شود، حتی زمانی که فرد از نظر اجتماعی تنها نیست.

۴. طرحواره نقص و شرم

در این طرحواره فرد در سطح عمیق احساس می‌کند مشکلی اساسی در وجودش وجود دارد و اگر دیگران او را واقعاً بشناسند، او را دوست نخواهند داشت یا طرد خواهند کرد.

ممکن است فرد خود را:

بی‌ارزش، ناقص، دوست‌نداشتنی، خجالت‌آور یا دارای عیب‌های اساسی بداند.

برای مثال ممکن است فردی در محیط کار بسیار موفق باشد، اما در روابط نزدیک دائماً نگران باشد که «اگر طرف مقابل من را واقعاً بشناسد، دیگر دوستم نخواهد داشت.»

۵. طرحواره انزوای اجتماعی و بیگانگی

در این حالت فرد احساس می‌کند با دیگران متفاوت است و به گروه‌ها و اجتماع تعلق ندارد.

ممکن است در جمع احساس کند:

«من با بقیه فرق دارم.»

«هیچ‌کس مثل من نیست.»

«من متعلق به این جمع نیستم.»

این طرحواره می‌تواند فرد را به کناره‌گیری اجتماعی، اجتناب از موقعیت‌های گروهی یا احساس دائمی بیگانگی سوق دهد.


حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل

این حوزه با نیاز فرد به استقلال، شایستگی، هویت مستقل و توانایی مدیریت زندگی مرتبط است.

در این حوزه چهار طرحواره قرار می‌گیرند.

۶. طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی

فرد باور دارد برای انجام امور زندگی نمی‌تواند به تنهایی از عهده کارها برآید و برای تصمیم‌گیری یا مدیریت مسئولیت‌ها به کمک دیگران نیاز دارد.

ممکن است افکاری مانند این داشته باشد:

«من از پس این کار برنمی‌آیم.»

«بهتر است یکی دیگر برایم تصمیم بگیرد.»

«اگر تنها باشم، حتماً اشتباه می‌کنم.»

این طرحواره می‌تواند باعث شود فرد حتی در موقعیت‌هایی که توانایی کافی دارد، بیش از اندازه به دیگران تکیه کند.

۷. طرحواره آسیب‌پذیری نسبت به ضرر یا بیماری

در این طرحواره فرد انتظار دارد هر لحظه اتفاق خطرناکی رخ دهد.

این خطر می‌تواند در ذهن فرد به شکل بیماری، حادثه، بحران مالی، فاجعه طبیعی یا سایر اتفاقات تهدیدکننده ظاهر شود.

برای مثال فرد ممکن است دائماً نگران بیمار شدن خود یا اعضای خانواده باشد یا احتمال وقوع یک حادثه را بیش از اندازه بزرگ ارزیابی کند.

در نتیجه، نگرانی و اجتناب می‌تواند بخش زیادی از زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد.

۸. طرحواره خویشتن تحول‌نیافته / گرفتارشدگی

در این طرحواره مرز روانی فرد با افراد مهم زندگی، به‌خصوص والدین یا شریک عاطفی، ممکن است بیش از حد درهم‌تنیده باشد.

فرد ممکن است برای شناخت خواسته‌ها، هویت و ترجیحات شخصی خود با مشکل مواجه شود.

برای مثال:

«نمی‌دانم خودم واقعاً چه می‌خواهم.»

«اگر برخلاف نظر خانواده‌ام رفتار کنم، احساس گناه می‌کنم.»

«زندگی من بدون این رابطه معنایی ندارد.»

یکی از مسائل مهم این طرحواره، دشواری در ایجاد هویت مستقل است.

۹. طرحواره شکست

فرد دارای این طرحواره عمیقاً باور دارد که در زمینه‌های مهم زندگی شکست خواهد خورد یا نسبت به دیگران توانایی کمتری دارد.

ممکن است فرد قبل از شروع یک کار، شکست خود را قطعی بداند.

جملاتی مانند:

«من هیچ‌وقت موفق نمی‌شوم.»

«دیگران از من باهوش‌تر هستند.»

«هر کاری انجام بدهم خراب می‌شود.»

می‌توانند بازتاب این الگو باشند.

نکته جالب این است که چنین باوری گاهی باعث اجتناب از تلاش می‌شود و همین اجتناب احتمال شکست واقعی را بیشتر می‌کند.

حوزه سوم: محدودیت‌های مختل

این حوزه بیشتر به توانایی فرد در کنترل تکانه‌ها، پذیرش قوانین و محدودیت‌های واقع‌بینانه و احترام به حقوق دیگران مربوط است.

این حوزه شامل دو طرحواره است.

۱۰. طرحواره استحقاق و بزرگ‌منشی

در این طرحواره فرد احساس می‌کند نسبت به دیگران امتیاز بیشتری دارد یا باید بتواند بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های معمول، خواسته‌هایش را برآورده کند.

ممکن است انتظار داشته باشد دیگران مطابق خواسته او رفتار کنند.

برای مثال:

«من سزاوار رفتار متفاوتی هستم.»

«قوانین برای من صدق نمی‌کنند.»

«باید چیزی را که می‌خواهم به دست بیاورم.»

البته داشتن اعتمادبه‌نفس یا احساس ارزشمندی به معنای داشتن این طرحواره نیست. مسئله اصلی، الگوی پایدار احساس استحقاق و نادیده گرفتن مرزها و حقوق دیگران است.

۱۱. طرحواره خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی

فرد در کنترل هیجان‌ها، تکانه‌ها و رفتارهای خود با مشکل مواجه می‌شود و ممکن است تحمل ناکامی یا به تعویق انداختن خواسته‌ها برایش دشوار باشد.

برای مثال ممکن است فرد:

به سرعت عصبانی شود، تصمیم‌های تکانشی بگیرد، کارها را نیمه‌تمام رها کند یا در برابر خواسته‌های فوری خود مقاومت کمی داشته باشد.

این طرحواره الزاماً به معنای «بی‌ارادگی» ساده نیست؛ بلکه یک الگوی گسترده‌تر در زمینه خودکنترلی و تحمل محدودیت است.


حوزه چهارم: دیگرجهت‌مندی

در این حوزه، فرد بیش از اندازه نیازها و خواسته‌های دیگران را در اولویت قرار می‌دهد و خواسته‌های شخصی خود را سرکوب می‌کند.

سه طرحواره در این حوزه قرار دارند.

۱۲. طرحواره اطاعت

فرد احساس می‌کند باید خواسته‌ها و تصمیم‌های دیگران را بپذیرد و مخالفت کردن ممکن است باعث خشم، طرد شدن یا پیامدهای منفی شود.

ممکن است فرد به سختی «نه» بگوید.

مثلاً:

«اگر مخالفت کنم، ناراحت می‌شود.»

«بهتر است چیزی نگویم.»

«خواسته من مهم نیست.»

در روابط عاطفی، این طرحواره می‌تواند باعث شود فرد دائماً مطابق خواسته طرف مقابل رفتار کند.

۱۳. طرحواره ایثار

در این طرحواره فرد نیازها، زمان و انرژی خود را بیش از اندازه برای دیگران صرف می‌کند و ممکن است نیازهای خودش را نادیده بگیرد.

فرد ممکن است دائماً نقش نجات‌دهنده را بر عهده بگیرد.

تفاوت ایثار سالم با این طرحواره مهم است.

کمک کردن به دیگران لزوماً مشکل نیست. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد به طور مداوم خود را کنار بگذارد، از نیازهایش بگذرد و نتواند مرزهای سالم ایجاد کند.

۱۴. طرحواره پذیرش‌جویی و جلب توجه

فرد احساس می‌کند ارزشمندی او تا حد زیادی به تأیید و توجه دیگران وابسته است.

ممکن است دائماً به این فکر کند که:

«دیگران درباره من چه فکری می‌کنند؟»

«آیا از من راضی هستند؟»

«آیا من را تأیید می‌کنند؟»

در این شرایط، فرد ممکن است انتخاب‌های مهم زندگی را نه بر اساس ارزش‌ها و خواسته‌های خودش، بلکه برای دریافت تأیید دیگران انجام دهد.


حوزه پنجم: گوش‌به‌زنگی بیش از حد و بازداری

افرادی که طرحواره‌های این حوزه را دارند، ممکن است بیش از اندازه روی کنترل، پیش‌بینی خطر، اشتباه نکردن یا رعایت استانداردهای بالا تمرکز کنند.

چهار طرحواره در این حوزه قرار دارند.

۱۵. طرحواره منفی‌گرایی و بدبینی

فرد بیشتر از جنبه‌های منفی زندگی، خطرها، مشکلات و احتمال شکست را می‌بیند.

ممکن است حتی در شرایط مثبت، ذهن او به دنبال این باشد که «چه اتفاق بدی ممکن است بیفتد؟»

برای مثال:

«این رابطه خوب است، اما احتمالاً به زودی خراب می‌شود.»

«این موفقیت دوام ندارد.»

«حتماً مشکلی پیش می‌آید.»

بدبینی مداوم می‌تواند بر تصمیم‌گیری، روابط و رضایت از زندگی تأثیر بگذارد.

۱۶. طرحواره بازداری هیجانی

در این طرحواره فرد تمایل دارد احساسات و هیجان‌های خود را بیش از اندازه کنترل یا پنهان کند.

ممکن است ابراز خشم، شادی، محبت، آسیب‌پذیری یا حتی صمیمیت برای فرد دشوار باشد.

فرد ممکن است باور داشته باشد:

«نباید احساساتم را نشان بدهم.»

«احساساتی بودن نشانه ضعف است.»

«باید همیشه خودم را کنترل کنم.»

در نتیجه ممکن است دیگران فرد را سرد یا دور از احساسات ببینند، در حالی که در درون او هیجان‌های زیادی وجود دارد.

۱۷. طرحواره معیارهای سرسختانه و انتقادگری افراطی

فرد از خودش انتظار دارد عملکردی بسیار بالا، بدون نقص و مطابق استانداردهای سخت‌گیرانه داشته باشد.

این افراد ممکن است دائماً احساس کنند هنوز کافی نیستند.

ممکن است حتی بعد از موفقیت نیز به جای لذت بردن از نتیجه، روی اشتباه کوچک خود تمرکز کنند.

افکاری مانند:

«باید بهتر باشم.»

«این کافی نیست.»

«نباید اشتباه کنم.»

«اگر بهترین نباشم، شکست خورده‌ام.»

می‌توانند با این طرحواره ارتباط داشته باشند.

این الگو در بعضی افراد به کمال‌گرایی شدید، فشار روانی و نارضایتی دائمی منجر می‌شود.

۱۸. طرحواره تنبیه‌گری

در این طرحواره فرد باور دارد اشتباه‌ها و خطاها باید با مجازات پاسخ داده شوند.

ممکن است فرد نسبت به اشتباه‌های خودش یا دیگران بسیار سخت‌گیر باشد.

برای مثال:

«کسی که اشتباه کرده باید تاوانش را بدهد.»

«اشتباه قابل بخشش نیست.»

«من نباید این اشتباه را می‌کردم.»

این طرحواره می‌تواند باعث شود فرد با خودش نیز بسیار خشن و انتقادگر باشد.


آیا هر فرد فقط یک طرحواره دارد؟

خیر.

یک فرد می‌تواند چندین طرحواره داشته باشد و شدت هر کدام نیز متفاوت باشد.

برای مثال، فردی ممکن است هم‌زمان طرحواره رهاشدگی، محرومیت هیجانی و ایثار داشته باشد. در چنین شرایطی ممکن است به شدت به یک رابطه وابسته شود، نیازهای عاطفی خودش را نادیده بگیرد و برای حفظ رابطه بیش از اندازه فداکاری کند.

به همین دلیل، شناخت یک رفتار به تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره طرحواره فرد کافی نیست.

طرحواره‌ها معمولاً در تعامل با یکدیگر عمل می‌کنند و در موقعیت‌های مختلف ممکن است یکی از آن‌ها فعال‌تر شود.

طرحواره‌ها چگونه فعال می‌شوند؟

طرحواره‌ها همیشه با شدت یکسان فعال نیستند.

ممکن است فرد در بیشتر روزهای زندگی خود احساس عادی داشته باشد، اما یک اتفاق خاص مانند جدایی، انتقاد، رد شدن، شکست، بی‌توجهی یا تعارض عاطفی، طرحواره خاصی را فعال کند.

برای مثال، فردی که طرحواره رهاشدگی دارد ممکن است وقتی شریک عاطفی‌اش چند ساعت پاسخ پیام را نمی‌دهد، واکنشی بسیار شدید نشان دهد.

در واقع، اتفاق بیرونی تنها بخشی از ماجراست؛ معنایی که ذهن فرد به آن اتفاق می‌دهد نیز اهمیت زیادی دارد.

تفاوت طرحواره با فکر منفی چیست؟

طرحواره با یک فکر منفی ساده تفاوت دارد.

یک فکر ممکن است موقتی باشد؛ اما طرحواره معمولاً الگوی عمیق‌تر و گسترده‌تری است که می‌تواند بر احساسات، برداشت‌ها و رفتارهای فرد در موقعیت‌های مختلف تأثیر بگذارد.

برای مثال:

فکر منفی:
«امروز در جلسه خوب صحبت نکردم.»

طرحواره شکست:
«من اساساً آدم موفقی نیستم و هر کاری انجام بدهم شکست می‌خورم.»

بنابراین طرحواره را می‌توان لایه عمیق‌تری از الگوهای شناختی و هیجانی دانست.

سبک‌های مقابله‌ای با طرحواره‌ها چیست؟

یکی از بخش‌های مهم طرحواره‌درمانی این است که افراد فقط طرحواره‌ها را تجربه نمی‌کنند؛ بلکه برای مقابله با آن‌ها نیز الگوهایی ایجاد می‌کنند.

در مدل طرحواره‌درمانی، سه سبک مقابله‌ای اصلی مطرح می‌شود:

تسلیم به طرحواره

فرد طرحواره را می‌پذیرد و مطابق آن رفتار می‌کند.

برای مثال، فردی که طرحواره شکست دارد ممکن است واقعاً باور کند که نمی‌تواند موفق شود و به همین دلیل تلاش خود را محدود کند.

اجتناب از طرحواره

فرد تلاش می‌کند موقعیت‌هایی را که ممکن است طرحواره او را فعال کنند، تجربه نکند.

برای مثال، فردی که از طرد شدن می‌ترسد ممکن است از ایجاد رابطه صمیمی اجتناب کند تا احتمال آسیب دیدن را کاهش دهد.

جبران افراطی

فرد به شکلی افراطی برخلاف طرحواره رفتار می‌کند.

برای مثال، فردی که در عمق وجودش احساس بی‌ارزشی دارد ممکن است دائماً تلاش کند برتری خود را به دیگران ثابت کند.

این سه سبک مقابله‌ای بخشی مهم از مدل طرحواره‌درمانی هستند.

آیا طرحواره‌ها قابل تغییر هستند؟

طرحواره‌های ناسازگار معمولاً الگوهایی عمیق و مقاوم هستند؛ اما به این معنا نیست که غیرقابل تغییرند.

در طرحواره‌درمانی، هدف کمک به فرد برای شناخت طرحواره‌ها، درک ریشه‌های آن‌ها، کاهش استفاده از سبک‌های مقابله‌ای ناسازگار و ایجاد الگوهای سالم‌تر است.

این فرایند می‌تواند شامل کار شناختی، هیجانی و رفتاری باشد و در درمان حرفه‌ای، درمانگر به فرد کمک می‌کند ارتباط میان تجربه‌های گذشته، احساسات، افکار و رفتارهای فعلی را بهتر درک کند.

چگونه بفهمیم چه طرحواره‌ای داریم؟

یکی از راه‌های اولیه، توجه به الگوهای تکرارشونده زندگی است.

از خودتان بپرسید:

  • در روابط عاطفی معمولاً از چه چیزی بیشتر می‌ترسم؟
  • چه اتفاق‌هایی بیش از اندازه من را ناراحت یا عصبانی می‌کنند؟
  • چه انتقادهایی بیشتر از همه روی من اثر می‌گذارند؟
  • آیا دائماً به تأیید دیگران نیاز دارم؟
  • آیا به سختی به دیگران اعتماد می‌کنم؟
  • آیا از تنها ماندن می‌ترسم؟
  • آیا احساس می‌کنم به اندازه کافی خوب نیستم؟
  • آیا همیشه نیازهای دیگران را به نیازهای خودم ترجیح می‌دهم؟
  • آیا از اشتباه کردن به شدت می‌ترسم؟
  • آیا دائماً انتظار دارم اتفاق بدی رخ دهد؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند سرنخ‌هایی درباره الگوهای ذهنی و هیجانی فرد ارائه دهد، اما به تنهایی برای تشخیص قطعی یک طرحواره کافی نیست.

آیا تست طرحواره می‌تواند طرحواره‌های ما را مشخص کند؟

پرسشنامه‌های طرحواره می‌توانند برای ارزیابی الگوهای مرتبط با طرحواره‌ها مورد استفاده قرار بگیرند. برای نمونه، Young Schema Questionnaire (YSQ) یکی از ابزارهای شناخته‌شده در این حوزه است و نسخه‌های مختلفی از آن وجود دارد.

با این حال، نتیجه یک پرسشنامه را نباید به تنهایی معادل تشخیص روان‌شناختی دانست. تفسیر نتایج باید با توجه به شرایط زندگی، سابقه فرد، شدت الگوها و سایر عوامل انجام شود.

چرا شناخت طرحواره‌ها اهمیت دارد؟

شناخت طرحواره‌ها صرفاً برای دانستن نام چند الگوی روان‌شناختی نیست.

وقتی فرد متوجه می‌شود چرا در شرایط خاص واکنش تکراری نشان می‌دهد، می‌تواند فاصله‌ای میان «اتفاق» و «واکنش خودکار» ایجاد کند.

برای مثال ممکن است متوجه شود:

«من فقط از دیر جواب دادن همسرم ناراحت نیستم؛ این اتفاق ترس قدیمی من از رها شدن را فعال می‌کند.»

یا:

«مشکل فقط یک انتقاد ساده نیست؛ انتقاد باعث می‌شود احساس کنم آدم بی‌ارزشی هستم.»

این شناخت می‌تواند نقطه شروعی برای بررسی الگوهای عمیق‌تر و ایجاد واکنش‌های سالم‌تر باشد.

جمع‌بندی: ۱۸ طرحواره در یک نگاه

حوزه طرحواره‌ها
بریدگی و طرد رهاشدگی، بی‌اعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص و شرم، انزوای اجتماعی
خودگردانی و عملکرد مختل وابستگی و بی‌کفایتی، آسیب‌پذیری، خویشتن تحول‌نیافته/گرفتارشدگی، شکست
محدودیت‌های مختل استحقاق/بزرگ‌منشی، خویشتن‌داری ناکافی
دیگرجهت‌مندی اطاعت، ایثار، پذیرش‌جویی/جلب توجه
گوش‌به‌زنگی و بازداری منفی‌گرایی، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه، تنبیه‌گری

در مجموع، مدل طرحواره‌درمانی ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را در پنج حوزه سازمان‌دهی می‌کند. این طرحواره‌ها می‌توانند بر نحوه دیدن خود، دیگران، روابط عاطفی، تصمیم‌گیری و واکنش‌های هیجانی تأثیر بگذارند.

البته داشتن برخی ویژگی‌های یک طرحواره به این معنا نیست که فرد حتماً آن طرحواره را به شکل بالینی دارد. طرحواره‌ها طیفی هستند و ارزیابی دقیق آن‌ها نیازمند بررسی الگوهای پایدار فرد در زمینه زندگی و روابط اوست.

اگر احساس می‌کنید یک الگوی مشخص بارها در زندگی شما تکرار می‌شود، شناخت طرحواره می‌تواند یکی از مسیرهای مفید برای فهم عمیق‌تر این الگو باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *